Showing posts with label شبه سياسي. Show all posts
Showing posts with label شبه سياسي. Show all posts

Wednesday, May 09, 2007

مذاکره باآمریکا

پیداست دیگر می توان از مذاکره با امریکا سخن گفت؛ برای رییس جمهور امریکا نامه نوشت و یا به مناظره دعوت کرد؛ با وزیر خارجه ی امریکا ناهار خورد و...زمان مثل اکسیر بسیاری از معما ها را حل می کند.می گویند و قتی قطار به کشورهای عربی آمده بود،مفتی سعودی گفته بود: به خدا پناه می بریم! یترکون الحمار و یرکبون الشمقدر!الاغ را ول کرده، سوار قطار می شوند.گویی در سیاست هم مثل رویارویی با تجدد و استفاده از آن نیاز به زمان داشته و داریم.گاهی هم سخن بر سر آوازه خوان است و نه آواز.
می خواهم از زاویه ای دیگر به این موضوع نگاه کنم. در خارج ایران کشورهایی هستند که مخالفان درجه اول تنظیم درست و عادلانه روابط ایران و امریکا هستند.اسراییل از جمله همین کشور هاست که از آغاز انقلاب اسلامی تا به امروز از توسعه روابط ایران با امریکا و حتی اروپا تا جایی که توانسته،کوشیده جلوگیری کند.تیرگی روابط ایران و امریکا برای کشوری مثل روسیه هم یک فرصت است.بررسی کم وکیف این ماجرا خود داستان مفصلی است. روسیه همواره کوشیده است از برگ ایران در مسایل منطقه ای و جهانی به نفع خود استفاده کند.سیاستی تنظیم شده و همان ماجرای یکی به نعل و یکی به میخ.همسایه های دورتادور ما هم همین وضعیت را می پسندند.البته دولت عراق را می توان به دلایلی فعلا مستثنی کرد.
در داخل ایران هم دو گروه تا به حال با شکل گیری گفتگو به شدت مخالف بوده اند. گروهی که منفعت اقتصادی دارند. به گونه ای در خرید اجناس با واسطه سهم شیرینی می برند و گروه دیگری نیز که به ظاهر خیر خواه و بسیار انقلابی اند اما ممکن است سرنوشتی مثل خبرنگار روزنامه عصر آن سال ها در بندرلنگه را داشته باشند.چند سالی بود که خبرنگار روزنامه محترم عصر از بندرلنگه گزارش می داد. گزارش ها هم معمولا در صفحه اول همان روزنامه تیتر می شد.مثلا تیتر شد که برژینسکی گفته است: باید استخوان های ملت ایران را خرد کرد! دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل در سال 1369 همین موضوع را پیگیری کرد؛ برژینسکی چنین حرفی نزده بود.وزارت اطلاعات موضوع را پیگیری کرد و آن خبرنگار دستگیر شد!
به نظر می رسد در شرایط جدید فضا سازی هایی از آن دست، از بن برکنده شده است و دولت می تواند در جهت منافع کشور و ملت، با امریکا مذاکره کند.


سیدعطاالله مهاجرانی

Monday, March 05, 2007

چه خبراست؟

ای ول به این مجلس شورا اسلامی.بالاخره...
نظرشماچیست؟آیاسیاسی کاری است یاحقیقی؟هرچه باشد،سوالات، سوالات جالبی هستند.ء

Friday, February 02, 2007

ماوآمريكا


ظاهرارابطه ما وآمريكابه معمايي عجيب تبديل شدهوقابل حل نيست.سايت بي بي سي به نقل ازآقاي توماس فريدمن راه حل خوبي براي حل اين معمادارندكه ظاهراتوپ معمارابه زمين ماشوت مي كند.به هرحال آمريكاست ديگر!.خواستم لينك بدهم به اصل مطلب كه البته آن راهم خواهم كرد،گفتم شايدخواننده احتمالي مطلب بخاطرچيزبودن سايت بي بي سي قادربه مطالعه نباشدوچيزشكن هم نداشته باشد.بخوانيد000
متحد طبيعی آمريکا در خاور ميانه کيست؟

توماس فريدمن، نويسنده ستون آزاد روزنامه نيويورک تايمز که از صاحب نظران برجسته درباره مسائل جهان به خصوص خاورميانه و برنده سه جايزه پوليتز است، مقاله ای درباره سياست خارجی آمريکا در خاورميانه نگاشته که روز چهارشنبه در اين روزنامه چاپ شد. در زير ترجمه اين مقاله را می خوانيد.
برايتان يک آزمون کوچک درباره سياست خارجی دارم: دو کشور را - که کشور الف و کشور ب می نامم - برايتان وصف کنم و شما بگوييد کدام يک متحد آمريکا هست و کدام يک نيست.
اجازه دهيد شروع کنم: کشور الف فعالانه به آمريکا کمک کرد طالبان را در افغانستان شکست دهد و به جای آن يک دولت منتخب متشکل از مسلمانان ميانه رو که حامی آمريکاست بنشاند. زنان کشور الف رای می دهند، در سمت های دولتی خدمت می کنند، اکثريت دانشجويان کشورشان را تشکيل می دهند و به طور کامل در نيروی کار جذب شده اند.
روز يازدهم سپتامبر، شهروندان کشور الف از جمله معدود کسانی در جهان اسلام بودند که به گونه ای خودجوش تجمعی در حمايت از آمريکا برگزار کردند. رئيس جمهور راديکال کشور الف اخيرا برای افزايش محبوبيت خود کنفرانسی درباره اينکه چرا هولوکاست هرگز اتفاق نيافتاده برگزار کرد. يک ماه بعد، کشور الف انتخابات سراسری شوراهای محلی را برگزار کرد و همان رئيس جمهور شاهد بود که رای دهندگان نامزدهای دلخواه او را به نفع محافظه کاران معتدلتر کنار گذاشتند. کشور الف برای منافع استراتژيک خود می خواهد شاهد موفقيت دولت تحت هدايت شيعيان عراق که طرفدار آمريکاست باشد. هر چند اين کشور يک کشور مسلمان درست در مجاورت عراق است اما هرگز بمبگذار انتحاری به عراق نفرستاده و از ديرباز از جوامع يهودی و مسيحی خود حفاظت کرده است. کشور الف به طور سرانه بيش از هر کشور ديگری در خاور ميانه اسلامی، وبلاگ نويس دارد.
آن شاخه از اسلام که اکثريت مردم کشور الف پيرو آن هستند به زنان احترام می گذارد، در پرتو مدرنيت درهايش به روی قرائت های تازه باز است و پوچ گرايی از نوع القاعده را رد می کند.
اکنون کشور ب: 15 تن از 19 هواپيماربای 11 سپتامبر از اين کشور آمدند. کشور ب به زنانش اجازه نمی دهد رانندگی کنند، رای بدهند يا نامزد انتخابات شوند. در کشور ب ساختن کليسا، کنيسه يا معبد هندو قدغن است. کشور ب مسئول حمايت مالی از طالبان بود.
موسسات خيريه کشوب ب به بقای القاعده کمک می کنند. مردان جوان در مساجد کشور ب مرتبا اجير می شوند تا در عراق بمبگذاری انتحاری انجام دهند. مساجد و موسسات خيريه کشور ب پول جمع می کنند تا به شورشگری در عراق کمک کنند. کشور ب نمی خواهد که دولت منتخب تحت هدايت شيعيان در عراق موفق شود. درحالی که رهبران کشور ب طرفدار آمريکا هستند، نظرسنجی ها نشان می دهد که بسياری از مردم آن با آمريکا خصومت می ورزند -- برخی از آنها 11 سپتامبر را جشن گرفتند. شاخه ای از اسلام که در کشور ب بيشترين پيروان را دارد، به مساجد سراسر جهان صادر می شود و بيشترين ضديت را با مدرنيته و ساير اديان دارد.
سوال: به نظر شما کدام کشور متحد طبيعی آمريکاست: الف يا ب؟
البته که الف. کشور الف ايران است و کشور ب عربستان سعودی.
عجله نکنيد. می دانم که ايران هم درگير تروريسم عليه آمريکا شده و اينکه سعودی ها در مواقع حساس در برخی زمينه ها از آمريکا حمايت کرده اند. با اين حال نکته ای که می خواهم به کرسی بنشانم اين است که خصومتی که از زمان سقوط شاه در سال 1979 ميان ايران و آمريکا وجود داشته خصومتی طبيعی نيست.
به اقتضای فرهنگ، تاريخ و جغرافيا ما عملا منافع مشترک خيلی بيشتری با مردم ايران داريم. و من تنها کسی نيستم که متوجه اين مساله شده ام.
محمد حسين عادلی، سفير سابق ايران در لندن، در مجمع داووس به من گفت از آنجا که آمريکا دو عدد از بزرگترين دشمنان ايران - طالبان و صدام - را نابود کرده "بحثی در ايران درگرفته که می گويد آيا واقعا ما همچنان بايد با اين شدت مقابل آمريکا عمل کنيم... اکنون آمادگی بيشتری برای ديالوگ با آمريکا وجود دارد."
مهمتر اينکه وقتی مردم می گويند "مهمترين کاری که آمريکا امروز می تواند برای ايجاد ثبات در خاور ميانه انجام دهد حل مناقشه اسرائيل-فلسطين است"، آنها اشتباه می کنند، اين دومين کار مهم است. مهمترين کار اين است که مناقشه ايران و آمريکا حل شود.
اين کار کل خاور ميانه را عوض خواهد کرد و راه را برای حل مناقشه اسرائيل و فلسطين می گشايد، زيرا ايران حامی کليدی حماس، جهاد اسلامی، حزب الله و سوريه است. کمک های فعال ايران همچنين می تواند برای ثبات عراق اهميت حياتی داشته باشد.
برای همين است که با جنگ با ايران مخالفم. من از مذاکره طرفداری می کنم. منزوی کردن ايران مانند حکومت کاسترو در کوبا تنها به توليد همان چيزی که در کوبا شاهد بوده ايم منجر می شود: تقويت کاستروهای ايران. اما برای آنکه گفتگو با ايران مثمر ثمر باشد، بايد از اهرم ها استفاده کنيم.
می پرسيد چه اهرم های موثری وجود دارد؟ ابهامی نگذاريد که ايران نمی تواند کاری کند که ما را از نظر نظامی از خليج (فارس) بيرون براند؛ قيمت نفت را که در خودبزرگ بينی رهبران تندروی ايران نقش کليدی دارد پايين بياوريد. از نظر مالی تندروها را زير فشار بگذاريد. اما همه اين ها بايد با اعلام آشکار اين موضوع همراه باشد که آمريکا قصد تغيير رژيم در ايران را ندارد، بلکه خواستار تغيير رفتار ايران است. همچنين روشن کنيد که آمريکا می خواهد فورا سفارت خود در تهران را بگشايد و اينکه اولين کاری که خواهد کرد دادن 50 هزار ويزای دانشجويی به ايرانی ها برای درس خواندن در دانشگاه های آمريکاست.
فقط همين کار را بکنيد - و بعد عقب بنشينيد و شاهد باشيد که چه بحث خارق العاده ای در ايران درخواهد گرفت. می توانيد خانه تان را روی آن شرط ببنديد.

Tuesday, January 30, 2007

چاوز ونمايندگان ما

پس ازبازديد بسيارموفق اخيررياست جمهورازسه كشور دوست وسوسياليست مسلمان نماي ونزوئلا-نيكاراگواواكوادور وتقريباهم زمان با ايثاردرحداعلاي نمايندگان مجلس خودمان براي قبول بيش ازيك سال زحمت بيشتردرپايان دوره نمايندگي وكاهش هزينه هاي برگزاري دوانتخابات درمملكت ،جناب چاوزاعلام نمودندكه درصورت تمايل مردم مايلندكه زحمت رياست جمهوري رادرپايان دوره هم كماكان بكشند.ناگفته پيداست كه نمايندگان ماهم دقيقا بانيت خدمت چنين پيشنهادي راداده اند.كسي هست كه پستي دراين مملكت نخواهد؟خدمت كنيدتاخادم شويد!ء
راستي اين آقاكي به ايران مي آيد؟
يادتان هست درزماني هركدام ازاين خارجي ها كه به ايران مي آمدند،به محض برگشت يااعدام مي شدند يابركنار؟
كسي نيكولاي چائوشسكو يادش هست؟ نيكول كيدمن نه، نيكولاي چائوشسكو ، رهبرسابق روماني كه درزماني يك هفته پس ازبرگشت ازايران اعدام شد.اعدام شود كسي كه منظورديگري داشته باشد!0

Saturday, January 27, 2007

نظرسنجي مي شويم

اين روزها كه مردم درالتهاب ناشي ازوقايع سياسي اخيرمملكت-وقطعا جنگ وويراني- قراردارند ونگراني وجه غالب مردم است، اين نظرسنجي نمايانگراين است كه مردم ازسياستمداران اگرنگوييم بيزارند ،مي گوييم تفاوت ديدگاه فراواني دارند

Friday, December 01, 2006

دعوت مجدد ايران از شاه و ملكه اسپانيا

سر درنمي آورم.چگونه شاه وملكه كشوري درغربستان به ايران دعوت مي شوند.يك پليتيك ديگر.بخوانيد000
مسئله جالب دراين مطلب حضورهمسرسفيربه همراه خودسفيراست0